تفاوت
شادي روح خطا کرده من محبوس است
توي يک قوطي زرد
و به تعداد همه روز و شبم
بايد آنرا بخرم از دواخا نه شهر
وبه پولي ارزان ...بي ارزش
شاديم قيمت نا چيزيست
ميتوانم توي يک مجلس گريان عزا
شاد شوم
يا..که وقتي دلم از درد غمي ميسوزد
و اگر خاطره دربدري پر کند
حجم تن و جانم را...غم ندارد معنا
هيچ از غصه نميترسم
باز اما دل من ميگيرد....از تفاوتها
مزه شادي بگذ شته من شيرين بود
خنده اي همره داشت
مزه شادي محبوسم...تلخي سم دارد
تلخي زهربجان ميريزد...شادي تلخيست
و مرا ميکشد گر بيش از حد شاد شوم
و.....تفاوت اينست
دسامبر 1999