غم خاک
خوانند مرا يک پرده نشين
ای دست رها
اين پرده بدر ... من را تو ببين
اين پرده نشين يک پنجره است
جان و تن من يک حنجره است
در مسجد و دير
در ميکده و خلوت و غير
هی داد زدم ... فریاد زدم
ای آدمکان --- ای مردم پاک
از خواب گران بيدار شويد
اين جهل خطا ست هوشيار شويد
ديگر نخوريد اين غصه ی خاک
از خاک شديد --- بر خاک شويد
اين خاک جهان يک مشت گل است
تصوير بهار يک شاخه گل است
خون دلتان بود بیرق هو
پس خانه چه شد ؟
آن شاهد کو؟
ريشه ها ميمانند

غم خاک
در وصف خیال روی
صدبار بگوئید هوی ... هوی

صفحه نخست

شناختی از نویسنده

کتابها

شعر و مقاله

قصه سفر

عکسها

تماس با نويسنده

honarvar.org

 

 

فروغ فرخزاد
احمد کسروی
صادق هدايت
سهراب سپهري
شاملو

حافظ
اخوان ثالث

لينک
فیلتر شکن

روزنامه ها
ورزشی
راديو
تلويزيون
سایت های اینترنتی
سازمانهای سیاسی
وبلاگهای فارسی
روزنامه های جهان
خبرگزاریهای جهان
ارسال کارت تبريک