دست مهر
بيا بگير دستمو بزار رو دل تنگت
تا پاک کنم اشگها تو از چشاي قشنگت
غصه هاي کهنه و دردهاي پنهونتو
از تن و جونت بشورزير نم نم بارون
مثل يه پروانه شو
پر بگير ازبا غچه هاي زمستون
راهي باغها ي پر از ياس تو افسانه شو
هر چي ميخو اي رو شونه هام گريه کن
تا که دلت خا لي شه
ازش بساز يه گلد ون
حالا فصل بهاره
پرش کن ازگلاي اطلسي و بنفشه هاي خندون
بزارش زير آفتاب توي ايوون
بدون زمستون توهم يه روزي
يخ تنش آب ميشه
سالار هر بهار و هر باغ ميشه
يخ زمستونتو..اشگهاي دون دون تو
مثل يه چشمه ذلال و آزاد...راهي دريا ميشه
بيا بگير دستمو بزار رو دل تنگت
تا پاک کنم اشگهاتو از چشاي قشنگت
نوامبر 2001